تبلیغات
علم شهید
                                               علم شهید





لوگوی دوستان


عرض تسلیت
سه شنبه 14 آبان 1392

یا حسین (ع)

Ya hosain

یا صاحب الزمان (عج) تسلیت تسلیت 

ارسال شده توسط مطلق در ساعت 07:40 ب.ظ | نظرات()
حزن و اندوه
شنبه 11 آبان 1392

باز هم بوی غربت می رسد.

باز هم غمگینی زهرا(س) می رسد.

باز هم بوی حرارت صحرای سوزناک می رسد .

باز هم بوی معجرهای سوخته می رسد.

باز هم بوی خون چکیده بر زمین می رسد.

باز هم بوی دامان غرق خون می رسد.

باز هم اسب بی سوار می رسد.

باز هم ندای  تل و زینب و یار می رسد.

باز هم صدای شیحه ی اسب های بی سوار می رسد.

فرارسیدن محرم الحرام بر تمام داغداران عزای اباعبدالله الحسین ( ع ) تسلیت باد.

حسین دلها همه شیدائی توست     حسین جانها همه قربانی توست

 

ارسال شده توسط مطلق در ساعت 08:15 ب.ظ | نظرات()
در کنارت...
پنجشنبه 9 آبان 1392

لطفا در کنارت جایی کوچک برایم در نظر بگیر.حتی اگر در حال افتادن باشم.

گرچه همیشه در دسترس هستی اما من چیز دیگر میخواهم.

میخواهم با تو کوتاه صحبت کنم.

 آخر تویی که فقط ما را آرام میکنی.

خدایا...

ارسال شده توسط علمدار در ساعت 08:13 ب.ظ | نظرات()
همچنین به یاد داشته باشید...
چهارشنبه 8 آبان 1392

-- همیشه یادتان باشد که گاهی اوقات هیچگاه نمیشود اگر یکی کنارتان باشد بفهمید که شاید شما اشتباه کرده اید  .

-- شاید هیچ وقت جواب ( های ، هوی -- بدی ، بدی -- نفرین ، نفرین -- ناراحتی ، ناراحتی و ... ) نباشد اما اگر خودتان ، های کردید  ، هوی را خودتان بر خودتان محکم بزنید تا هم تلخی هایی را نشچید و هم بتوانید معناهایی را درک کنید .

-- همچنین به یاد داشته باشید که نباید از اصول و برخی قواعد جدا شد .

ارسال شده توسط مطلق در ساعت 11:45 ب.ظ | نظرات()
هر طور دلش میخواست لباس میپوشید...
دوشنبه 6 آبان 1392

هر طور دلش میخواست لباس میپوشید،بسیار راحت در خیابان برای خود مشغول راه رفتن و خرید میشد و ...

بی توجه به نگاها بود و آن چنان نحوه لباس پوشیدنش برایش بی اهمیت بود که انگار از پشت نگاهها خبری ندارد. از لحاظ عاطفی و محبت چیزی کم نداشت و به قول امروزی ها لوس هم بار نیامده بود .

خانواده اش مسلمان بودند.مادرش چادر بر سر میکرد و هیچگاه به خودش اجازه نمیداد که چادرش را رها کند حتی حالا که حدود 50 سال سن دارد.

و پدرش هم که جوانتر از مادر به نظر میرسد با حدودای 58 سال سن اهل نماز اول وقت در مسجد و دیگر برنامه های مذهبی بود  که اکثر مردهای سن بالا به دنبالش هستند.

دو برادر دارد که یکی دوقلوی او  و دیگری 4 سال از او بزرگتر است.

پدرش میگوید: همه چیز برای او فراهم کردم .تا به حال هیچ گاه کم و کسری نداشته است . برایش لباسهای گران قیمت خریدم ، اتاقش را از چیزهایی که دوست دارد پر کردم بهترین مسافرت ها او را بردم و ...

اما هیچ گاه نفهمیدم که چرا این گونه شده است.تمام تلاشمان  را کردیم که با تنبیهاتی که زیر نظر مشاور بودند ،  او را تغییر دهیم اما نشده است .

از مادرش میپرسیم او نیز با تکرار کردن تمام حرفهای پدرش این را هم اضافه میکند که هیچ وقت از محبت برای او کم نگذاشتم ، حتی سعی کردم جای خالی محبت های پدرش را هم پر کنم با وجود اینکه  پدرش هم به او بسیار محبت میکرد.

ارسال شده توسط مطلق در ساعت 08:28 ب.ظ | نظرهای شما()
لیاقتمان همین خاکهایی است که...
دوشنبه 29 مهر 1392

زمان به سرعت میگذشت و فقط در فکرش این بود که چه میشود کرد تا کمی حال و هوایش دگرگون شود ...

انگار کوهی از خاک بر سرش ریخته اند .

معلوم نبود کجا رفته است!!

از دوستی که کنارش بود و او هم خاکی شده بود پرسیدم کجا بودید ؟؟ گفت : به خاکریز عشق رفته بودیم همان که زمانی معراجگاه بوده است امام به ناگهان دیوار خاکریز بر سرمان فرو ریخت .

گفتم پس چرا خود را تکان ندادید و خاکها را از سر و رویتان پاک نکردید ؟؟!!

گفت ما ناراحت ،آشفته و با سراسیمگی کامل از آنجا بیرون آمدیم تا دیگر کسانی که همانند خودمان هستند به این خاکریز وارد نشود. چرا که خاکریز ، خاکریز عشق بود خاکریز مجنونین به دیدار یار خویش بود.

گفتم شما که عشق به دنیا نداشتید پس چرا بر سر شما فرو ریخت ؟؟!! گفت : ما جاماندهاییم و عشق به دنیا به جای جنون دیدار بر ما تسلط دارد . پس لیاقتمان همین خاکهایی است که بر سر و رویمان ریخته است .

ارسال شده توسط مطلق در ساعت 10:46 ب.ظ | نظرات()
روزی چهره اش خرسند ...
یکشنبه 28 مهر 1392

روزی چهره اش خرسند ،و بر سیمایش نگاهی از غم نبود ،

دیدنش روحیه بود ، و چهره همیشه خندانش ما را به خنده وا میداشت.

اما اکنون که از نزدیک مینگریم،در پیشانی اش چروک های ریز افتاده است و از آن چهره خرسند خبری نیست .

اگر خنده ای بر لبهای او  بیینم چنان غمی در پشت آن چهره وارد میشود که  اصلا اجازه نمیدهد برای اندک زمانی ...

انگار به زور میخندد.

خدایا چه شده است که نه میخندد و نه میگرید و نه کمی حرف میزند .

شاید خودش را میگیرد اما نه او را میشناسم با او بودم، او را میدیدم ، کارهایش را ، رفتارش را

عوض شده است .

ارسال شده توسط مطلق در ساعت 03:52 ب.ظ | نظرات()
زندگی امروز ، انسانهای امروز ، افکار امروز
شنبه 27 مهر 1392

زندگی امروز ، انسانهای امروز ، افکار امروز ، حمله به اعتقادت و تفکرات مثبت تواست و چنان ضربه ای برسرت میزنند که تمام تفکرات را در خود فرو خواهی خورد .

و زمانی میرسد که تفکراتت چنان بر قلبت فشار می آورند که تاب و توان را از تو سلب نموده و تو را به عمق بی فکری که در اثر آن عوامل ایجاد شده پرتاب میکنند.

و این نتیجه اش به گونه ای می شود ، دل بریدن و دل نسپردن به این دنیا

 

ارسال شده توسط مطلق در ساعت 11:41 ب.ظ | نظرات()
تغییر
جمعه 26 مهر 1392

از همه خوانندگان عذر میخوام چون میخوام با اجازه همه عنوان وبلاگ رو بزارم همون اسم وبلاگ.

یعنی به جای علمداران ، علم شهید

از همه عذر میخوام. ولی به نظرم این عنوان بهتر باشه.

اگر کسی مخالفه نظر بده تا ببینم چی میشه.

ارسال شده توسط مطلق در ساعت 07:11 ب.ظ | نظرات()
اولین پست نویسنده جدید
جمعه 26 مهر 1392

بسم الله الرحمن الرحیم

از امروز بنده به عنوان نویسنده دوم ( مطلق ) این علم رو در دست گرفتم .

انشالله که دوستان آقای علمدار ( نویسنده قبل ) ،، که نمیدونم چی شد رفتند و البته از قبل هم حرفهایی زده بودند ،، بتونن به من کمک کنند

تا ایشالله این علم بر زمین نماند.

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم .

یا زهرا (س) یازهرا(س)  یازهرا(س)

 

ارسال شده توسط مطلق در ساعت 06:55 ب.ظ | نظرات()
نظر آخر= اتمام
جمعه 26 مهر 1392

متن نظر : سلام

فقط یک چیز رو یادمون باشه بعضی وقتها دل یه کسی رو میشکونیم و بعدش میریم گریه و زاری میکنیم.

منظورم خود شما هستید.

جواب : حرفی ندارم .جز ...

فکر کنم دیگه بر همه ، دلایل من برای پایین گذاشتن این علم اثبات شد...

کارم من و این وبلاگ و عنوان سنگینش تمام شد...

به نظرم باید مدتی را در فکر تجدید نظر باشم تا شاید دیگر دلی ...

انشالله دوستان با مدیریت جدیدمیتوانند این علم را نگه دارند...

حق نگهدار همه شما

ارسال شده توسط علمدار در ساعت 12:59 ق.ظ | نظرات()
ای حسین (ع) ؟؟شما در روزی که به نام عرفه بود . . .
دوشنبه 22 مهر 1392

ای حسین (ع)؟؟ شما در روزی که به نام عرفه بود به خداوند گفتی خدایا اگر فرمانت بردم قدر دانی کردی ، اگر شکرت نمودم افزودی ، اگر دعایت کردم  اجابت کردی ، اگر خواهشت کردم عطا کردی و به او گفتی که خدایا بگردان مرا ترسان گویا و خوشبختم کن به تقوای خود و بدبختم مگردان به نافرمانیت و خیر و برکت برایم مقدر و مقرر فرما و یقین در دل و اخلاص در عملم ده و روشنی در چشمم و بینایی در درونم ده و با اعضایم مرا بهره ور کن و بر ستم کنندگان یارم باش .

میدانستی عرفه چیست و در آن روز چگونه باید با خداوند رازو نیاز کرد.

ماهم سعی داریم این روز را بفهمیم و همانند شما با خدایمان دردودل کنیم اما نمیتوانیم . پس از شما تقلید میکنیم شاید ذره ای از غرقیت شما در خدا به ما نیز رسید و توانستیم . . .

اگر امروز مراقبت نکنیم ، روزی را میتوانیم تصور کنیم که کوله پشتی آبی رنگمان پر شده است از بی مهری ها و کینه ها و ...

چنانچه روزی به تو گفتند که خدا چرا تک است تو اینگونه پاسخ بده که خدای من ،اگر مرا در سختی گذارد  رهایم نمیکند و تا مرا به ساحلی امن نرساند بی خیالم نمیشود گرچه کوله پشتیم پر از ناملایمتهای روزگار باشد. و اگر مرا در خوشی گذارد تا آن زمان که جنبه و ظرفیت ی بودن درآن را داشته باشم مرا نگه میدارد گرچه کوله پشتیم خالی باشد.

اگر روزی را که خوشحال و خرسند از آن روز هستیم درک کردید حتما در آن روز کاری جز برای رضایت معبود انجام نداده ایم و این همان اثبات حقانیت خداوند است .و این روز روزی است که پیدا کردنش سخت تر از پیدا کردن مرواریدی در صدفی در عمق کیلومتری از آب است .

تمام تلاش خود را به کار میگیریم و امید داریم که فردا از این روزها باشد .

عرفه بر همه شما مبارک

ارسال شده توسط علمدار در ساعت 07:33 ب.ظ | نظرات()
یا ابا جعفر
شنبه 20 مهر 1392

یا ابا جعفر یا محمد بن علی ایها الباقر یابن رسول الله یا حجه الله علی خلقه یاسیدّنا و مولانا

انا توجهّنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله و قدّمناک بین یدی حاجاتنا.

یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله

یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله

 

ارسال شده توسط علمدار در ساعت 11:23 ب.ظ | نظرات()
تقویم خوبی ها و گناهان
شنبه 20 مهر 1392

تقویم گناهان

شنبه : غیبت ، زخم زبان زدن های بی مورد، پیروی از هوای نفس ، طلب آمرزش نکردن از خداوند به سبب گناهان .

یکشنبه : تهمت و افتراء ، ستم بر مظلوم ، ادا نکردن حق پدر و مادر ، طلب آمرزش نکردن از خداوند به سبب گناهان .

دوشنبه : نگاه به نامحرمان و فرو رفتن در منجلاب های گوناگون  ، ادا نکردن حق نماز بر خویش ، طلب آمرزش نکردن از خداوند به سبب گناهان .

سه شنبه : دروغ بستن به خدا و قسم بیجا ، فخر فروشی ، کمک نکردن به نیازمندی که از تو یاری میخواسته است ، ریا کاری ، طلب آمرزش نکردن از خداوند به سبب گناهان .

چهارشنبه : عمل نکردن به معانی کتاب الهی و بی توجهی به تذکرات خداوند متعال ، سهل انگاری در خواندن نمازها، طلب امرزش نکردن از خداوند به سبب گناهان .

پنج شنبه : شنیدن و گوش ایستادن برای حرفهای دیگران ، نیش و کنایه زدن، بدون تحقیق و بررسی حرف زدن ، نفهمیدن زحمات دیگران ، طلب آمرزش نکردن از خداوند به سبب گناهان .

جمعه : فراموشی برای دعا در حق آقایی که منتظر اوییم و شکستن دل امام زمان مان ، طلب آمرزش نکردن از خداوند به سبب گناهان .

تقویم خوبی ها

شنبه : شاید ...

یکشنبه : نماز اول وقت .

دوشنبه : شاید عمل کردن به نکته ای از نکات قرآن.

سه شنبه : کمکی ناچیز با فخر فروشی بسیار به نیازمندی که در راه مانده است.

چهارشنبه : کمکی اندک به پدر و مادر .

پنج شنبه : انجام ندادن کاری برای آلوده نشدن آن روز به گناه.

جمعه : فاتحه ای برای اموات .

__سنگینی بار گناهانمان به حدی شده است که خوبی ها را اصلا نمیتوان در کنار آن به چشم آورد و این ما را به جایی نخواهد برد . پس باید فکری دگر کرد و راه را عوض.

قرآن و اهل بیت (ع) راه طریقت اند که باید به آنها پیوست .خوشا به حال آنان که رفتند و رسیدند ... 

در هر شبی که بر ما میگذرد باید گناهان روز را به ذهن بیاوریم و برای آنها از خداوند طلب آمرزش کنیم حتما روزی میرسد که بار گناهان را کمتر کنیم و از درون خویش راضی شویم .

ارسال شده توسط علمدار در ساعت 08:38 ب.ظ | نظرات()
توفیق و عنایت
چهارشنبه 3 مهر 1392

هر سال که بیشتر گناه میکنیم و گناهانمان سنگین تر و کبیره تر میشود عنایت شهدا را بیشتر میبینیم.

انگار این شهدا هستند که همچنان مارا نگه داشته اند و آنان اند که با نزدیکشان به مادرمان حضرت فاطمه

زهرا ( س ) شفاعتی برای ما میکنندو نمیخواهند که گناهانمان ما را از مسیر حق و حقیقت ابدی به

 دور کنند . و یا شاید میخواهند ما را خجالت دهند تا کمتر به سمت گناه بریم . گرچه این از مرام آنها به دور

است.

امسال الحمدالله توفیق شد در برگزاری تشیع پیکر دو شهید گمنام حضور مثبت داشته باشم .

الحمدالله.الحمدالله

واقعا شهدا زنده اند .

ارسال شده توسط علمدار در ساعت 10:15 ب.ظ | نظرات()
برچسب ها
مملوک , همه کوشش من به خاطر توست , تو غنی هستی و من فقیر , پروردگارا بمن صبر عنایت بفرما , ای مهربانترین , به نام خداوند بخشنده و مهربان , شهید , توبه ام را بپذیر , تنها تو , خدا ,

تعداد كل صفحات:6   1 2 3 4 5 6
حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به وبلاگ علم شهید می باشد ولی كپی برداری از آن بدون ذكر نام مجاز اما بدون لینك منبع غیر مجاز می باشد.