تبلیغات
علم شهید - خاطرات اما تیتر بهتر پریشانی
                                               علم شهید





لوگوی دوستان


خاطرات اما تیتر بهتر پریشانی
یکشنبه 28 آبان 1391

امروز دقیقا دو ماه گذشت که از کربلا برگشتیم.روز چهارم محرم است و تمام ایام کاریم برای بردن کاروانهای دانشجوییمان دائم در ذهنم مرور میشه.

تا قبل از اینکه وارد نجف بشیم و گنبد طلای امیر المومنین را ببینم پیش خودم میگفتم خداروشکر که بالاخره کاروانهامون بعد از 9 ماه دویدن به نجف رسید.

اینقدر حاله عجیبی اون موقع داشتم که اصلا قابل توصیف برام نبود.

9 ماه بدون وقفه کارها رو پیش بردیم.

بعد از اینکه آقا سید بزرگ ما تو بسیج گفت برای 14 تیرماه یک کاروان رو گفتم میخواییم ببریم. تمام فکر و ذهنم را گذاشتم برای بردن  بچه ها.

با ذوق و شوق تمام بنر ثبت نام سفر کربلا رو با تیتر هر که دارد هوس کرببلا بسم الله نصب کردیم توی دانشگاه.

دیگه بسه،انشالله ادامش رو براتون توی یک مطلبه دیگه مینویسم.

میخواستم کل داستان رو براتون بگم ولی نتونستم ادامه بدم ، ذهنم ناخود آگاه رفت به سمت پریشانیه افکارم.

کلا دیگه حوصلشو ندارم ادامه بدم.

باورتون نمیشه قبل و بعد از سفر عتبات ، دو تا دنیای متفاوت برام بود.

برکات زیادی از سفر شامل من شده و انشالله خواهد شد، اما اون چیزی که بدتر از همه منو داره داغون میکنه اینه که چرا من از درون با خودم درگیرم شدم.

اینم از محسنات سفر عتبات است که باعث میشه در انسان تحول مثبت ایجاد بشه و یک جورایی اوضاع خودش رو بهتر کنه و به فکر اتفاقات گذشتش بیافته درگیری من با خودم تا کی میخواد ادامه پیدا کنه ، اینروزا هم که دائم یاد سفر میافتم و بیش تر از قبل تاسف میخورم و پریشون میشم.

شاید یکی از دلایلش دلتنگی باشه اما نیست.

نمیدانم خدا، نمیدانم ...

ارسال شده توسط علمدار در ساعت 04:04 ب.ظ | نظرات()
برچسب ها
تنها تو , مملوک , ای مهربانترین , توبه ام را بپذیر , خدا , همه کوشش من به خاطر توست , به نام خداوند بخشنده و مهربان , پروردگارا بمن صبر عنایت بفرما , تو غنی هستی و من فقیر , شهید ,

حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به وبلاگ علم شهید می باشد ولی كپی برداری از آن بدون ذكر نام مجاز اما بدون لینك منبع غیر مجاز می باشد.